تبليغاتX
گاهي از من ياد كن،وقتی لادنها را ديدی .،وقتی پرستو ها آمدند .وقتی مهتاب برگونه هايت، بوسه می زند . من درشرق نگاه تو ، بر احساسی مبهم ،به سیاحت خدا نشسته ام .آری ،آری، من درکنار توام و شاید در طلوعی دیگر ،کسی چه می داند ؟برکنار ساحل نیل به تماشای سعی رود،برای رسیدن ،نشسته ایم ! ای همسفر دیر آشنای من ،یادکن ازمن وقتی لادن ها را دیدی . شبهاي لاهيجان
شبهاي لاهيجان
موهای سپید
Image hosting by TinyPic

اصرار من برای بزرگ شدن ، دارد پیرم می کند!

باید کمی کوچک شوم .

2 نوشته شده پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 20:10  توسط علي رجب پور نخجیری   | 

سقوط

سقوط

پله به پله است !

این را وقتی فهمیم که؛ به عکسی از کودکی های ابلیس نگاه می کردم !

 

2 نوشته شده چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 23:26  توسط علي رجب پور نخجیری   |