ازاول شروع می کنم !
آب ، باد ، خدا.
روشن چون آب .
بی تعلق چون باد.
بزرگ چون خدا.....
و در این تثلیث نغمه ای زندانیست که در لحظه تولد به رهائیش نویدم دادند.
آهای ... ای راههای هنوز نرفته !
من امشب ....
من امشب ، رهایی مرغ عشق دربندم را نذر کردم که به سلامت از شما بگذرم .
گوش کن !
سکوتی را که می خواند و می رقصد لحظه های تکرار آفرینش را .
گوش کن !
نجوایی که تمام تنهایی تو را ، از عبور خاطره ای مه آلود اما شیرین پرمی کند.
گوش کن ... صدای زنجره می آید...گویا وقت رفتن است !
صدای پاورچین جاده ...
گوش کن ،آفرینش در خاطره ای شیرین تکرارمی شود.
آه ، وقت رفتن است .