کلمات ترانه می شوند اگر به لهجه اجدادی من خوانده شوند .
سرزمین من عادت تمام پرنده هاست .
شوق پریدن
گشتن به دور جهان
آواز خواندن و خواندن تا طلوع صبح
سر خوردن از بام صنوبر به روی گل
با باد هم آغوش شدن در اوج آسمان
تقدیر ما به غربت بود...!
و گریه های ما هیچ اثری در تلخی وداع نداشت .
هرشب به هجرت چلچله ها دلم خالی می شود از کینه ها
وهنوز ...
امیدوارم به برگی که بر درخت مانده
سایه شوم گناه ناکرده را باید از خاطر برد
در میان آدمیان یکی هست که خواندن می داند
کسی که بی قافیه ترانه می خواند.