تبليغاتX
گاهي از من ياد كن،وقتی لادنها را ديدی .،وقتی پرستو ها آمدند .وقتی مهتاب برگونه هايت، بوسه می زند . من درشرق نگاه تو ، بر احساسی مبهم ،به سیاحت خدا نشسته ام .آری ،آری، من درکنار توام و شاید در طلوعی دیگر ،کسی چه می داند ؟برکنار ساحل نیل به تماشای سعی رود،برای رسیدن ،نشسته ایم ! ای همسفر دیر آشنای من ،یادکن ازمن وقتی لادن ها را دیدی . شبهاي لاهيجان
شبهاي لاهيجان
نیایش

پروردگارا

یاریم کن که به جای درک شدن ، درک کنم .

کمک کن که نخواهم دنیا و مخلوقاتت بر وفق مرادم باشند .

2 نوشته شده سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:5  توسط علي رجب پور نخجیری   |