آمده بود تا بگويد: قلب انديشه، خلوتگه رستنهاست .
تابگويد سپيدي پرواز را درتجسم او تجربه كنم .
آهي از نهادش برنيامد ابرو درهم نپيچيد لحظه اي ترديد نكرد با همه ترديدهايم !
تا به من بفهماند، زندگي عشقي است بي بازگشت
با همه آنچه در جداييها خواهم آموخت ...
و اينك؛ اين منم ، ناباوري فراموش شده تمامي بشر ، در آستانه رستن.
بي بازگشت ...
بي بازگشت ...
بي بازگشت ...
به دوستان عزیزم توصیه میکنم یه سری به وبلاگ دوست عزیزم ....
مجید ، بزنند !
یه دنیا مفهوم و عشق رو توی وبلاگش میبینید .من که هربار یه چیز تازه تو نوشته هاش
پیدا می کنم ...سیب نقره ای