تبليغاتX
گاهي از من ياد كن،وقتی لادنها را ديدی .،وقتی پرستو ها آمدند .وقتی مهتاب برگونه هايت، بوسه می زند . من درشرق نگاه تو ، بر احساسی مبهم ،به سیاحت خدا نشسته ام .آری ،آری، من درکنار توام و شاید در طلوعی دیگر ،کسی چه می داند ؟برکنار ساحل نیل به تماشای سعی رود،برای رسیدن ،نشسته ایم ! ای همسفر دیر آشنای من ،یادکن ازمن وقتی لادن ها را دیدی . شبهاي لاهيجان
شبهاي لاهيجان
شیفته !

همیشه  شیفته کسانی بوده ام که ویژگی های خاصی را برایم تداعی کرده اند !

شخصیتهایی که توانسته اند در منجلابهای زندگی فرو نروند وبرخلاف عادات

معمول زندگی باشند .همواره مردانی را ستوده ام که نیمه شبها بدون آنکه شناخته

شوند نان آور بی کسان بوده اند . زنانی که تمام توان و انرژی خود را مصروف

مراقبت از مجروحانی  نموده اند که برایشان هیچ فرقی نمی کرد که آنان دوستند یا

دشمن !

صبورانی که به درد دلهای پیر مردان و پیر زنانی گمنام در دورترین خانه سالمندان

جهان ! گوش فرا داده اند ، لبخند زده اند ، گریسته اند...

پادشاهان و رهبرانی که عدالت گستر بوده اند و همواره تحسین عالمی را برانگیخته اند ...

در ذهنم برایشان تندیس ساخته ام و آنها را ابر مردانی خدا گونه خوانده ام یا لاقل

دوست داشته ام که اینگونه می بودند !

راستی ... من بدنبال کیستم ؟! بدنبال چیستم ؟! چه چیز را در میان این انسانهای بت شده

می جویم ؟!

روح من سرگشته کدام مفهوم ناب و خالص در میان خیل  انسانهایی است که امروز یقین

دارم آنان نیز مانند من رازهای شرم آور زیادی داشته اند .آنان نیز مانند من ترسهای کوچک

و بزرگی را تجربه کرده اند؟ آنان نیز آرزوهایی داشته اند که بی وقفه به آن فکر کرده اند؟

و آنان نیزبالاخره توانسته اند خود را ببخشند و بخشایش خالق را بخواهند.

آنگاه که پرده های جهل و بت پرستی را کنار می زنم ، معصومیتی پاک در تمام هستی

به من لبخند می زند که  من مهربانی ام !من لبخندم ! من صلحم ! من دوست داشتنم ! من احترامم !

من محبتم ! من شادی ام!.................................. من سفیر عشقم !

 و تو با عشق جاودانه می شوی !

امروز من زیباترین تصمیم زندگی ام را گرفته ام ! تمام احترامم را نثار مردان و زنانی

که آمدند و بذر محبت و خلوص را در دلهای تمامی بشریت کاشتند ، میکنم . اما دیگر ازآنان

بت نمی سازم ، افسانه نمی سازم .

از امروز محبت را خواهم آموخت تا عشق را بیابم ، تاعشق گم شده ام را نثار تمامی موجودات کنم

تا لایق تحسین پروردگار گردم و از لبخند آغاز میکنم ...

 

2 نوشته شده پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:23  توسط علي رجب پور نخجیری   |